پرویز ناتل خانلری از اهالی «ناتل نور» در استان مازندران بود.
او در اسفندماه ۱۲۹۲ در تهران زاده شد. خانوادهٔ پدر و مادر او هر دو مازندرانی بودند و در حکومت قاجار شغل دیوانی داشتند.
کلمهٔ «ناتل» (نام قدیمی شهری در مازندران) به پیشنهاد نیما یوشیج (نوه خالهٔ مادرش) بر نام خانوادگی او افزوده شد و باآنکه خود همیشه آن را به کار می برد، در شناسنامهٔ او نبود.
خانوادهٔ پدری خانلری خیلی زودتر از شهرستان نور، روستای «ناتل» کوچ کرداند.
پرویز ناتل خانلری در نوجوانی
پدر خانلری، میرزا ابوالحسن خان خانلری ابتدا در وزارت عدلیه و سپس در وزارت امور خارجه خدمت می کرد و از سال ۱۳۱۶ ه.ق به مدت ده سال در تفلیس و پترزبورگ مأموریت سیاسی داشت.او در سال مشروطیت به تهران آمد و ازدواج کرد،و لقب اعتصامالمالک گرفت، و در سال ۱۳۰۹ ه.ش در تهران درگذشت.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن لویی، مدرسهٔ آمریکایی تهران و مدرسهٔ ثروت تهران گذراند.
درس های دورهٔ اول دبیرستان را به طور متفرقه امتحان داد، و هنگام ورود به دارالفنون برای دورهٔ دوم متوسطه، به تشویق «بدیع الزمان فروزانفر»، که آن زمان معلم دارالفنون بود، رشتهٔ ادبی را انتخاب کرد.
پرویز ناتل خانلری
سپس وارد دانشسرای عالی شد و در سال ۱۳۱۴ دانشنامهٔ لیسانس زبان و ادبیات فارسی را از دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران دریافت کرد.
پس از گذراندن دورهٔ آموزشی خدمت نظام وظیفه، از سال ۱۳۱۵ به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و مدتی دبیر دبیرستان های رشت بود. سپس، ضمن تدریس در دبیرستان ها، دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی را گذراند و دوران خدمت در دانشگاه تهران را آغاز کرد.
قدمعلی سرامی
او کرسی «تاریخ زبان فارسی» را در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران ایجاد کرد و تا سال ۱۳۵۷، خود متصدی تدریس آن بود. از دانشجویان و شاگردان موفق او می توان به «دکتر قدمعلی سرامی» اشاره کرد.
قدمعلی سَرّامی نویسنده، شاعر و پژوهشگر ایرانی در حوزهٔ زبان فارسی و عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی است.
او دیپلم ادبی خود را در خرداد ۱۳۴۳ از دبیرستان سعدی اهواز گرفت و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام لبخند آرزو با مقدمه باستانی پاریزی منتشر کرد.
پرویز ناتل خانلری و بانو زهرا کیا
در همان اوایل دوران خدمت در دانشگاه تهران، در سال ۱۳۲۵ انتشارات دانشگاه تهران را بنیان گذاشت و خود به مدت پنج سال مدیریت آن را برعهده داشت.
وی در سال ۱۳۲۰ با خانم «زهرا کیا» همدرس خود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر بودند. متاسفانه پسرش «آرمان» در جوانی درگذشت و استاد و همسرش را برای همیشه داغدار ساخت.
پرویز ناتل خانلری
پرویز ناتل خانلری
در سال ۱۳۲۲ خانلری جزو اولین گروه دریافت کنندگان دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران بود.
پایان نامهٔ دکتری خود «تحول غزل در شعر فارسی»، به راهنمایی «ملک الشعرا بهار» به انجام رسانده و بعدا با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» به چاپ رسید.
خانلرى از دوران دانشجويى، همكارى خود را با مطبوعات آغاز كرد و اشعار و نوشتههايش در «مجله مهر» انتشار مىيافت.
در خاطرات خود به از جمعى از اديبان نامدار آن زمان همچون «محمدتقى بهار»، «رشيد ياسمى» و «سعيد نفيسى» ياد مىكند كه در دفتر مجله مهر گرد مىآمدند و مشهور به ادباى سبعه (هفتگانه) بودند.
در مقابل آنها به چهار نفر جوان نوگرا و تحصيلكرده اروپا يعنى «صادق هدايت»، «مجتبى مينوى»، «بزرگ علوى» و «مسعود فرزاد» اشاره مىكند كه در كافه رزنوار در خيابان لالهزار نو جمع مىشدند و به گروه ربعه مشهور شده بودند و خانلرى در حدود سال ۱۳۱۵ با آنان نيز آشنايى يافت.
پرویز ناتل خانلری به همراه احمد آرام و علینقی منزوی
در خرداد ۱۳۲۲ نخستين شماره از مجله ادبى سخن را انتشار داد و با وجود وقفه ناخواستهاى كه پيش آمد تا سال ۱۳۵۷ انتشار آن را تداوم بخشيد.
خانلرى در سال ۱۳۲۷ به پاريس رفت و مدت دو سال در انستيتو دوفونتيك كه ضميمه دانشگاه سوربن بود به مطالعه و تحقيق مشغول شد. او اولين ايرانى بود كه با رشته فونتيك (آواشناسى) در اين مؤسسه آشنا شد و رسالهاى نيز دراينباره به زبان فرانسوى نوشت ولی همواره کرسی دانشگاهی خود را که تاریخ زبان فارسی بود حفظ می کرد، او که در ادب گذشته ایران و نیز ادبیات فرانسوی چیرگی داشت، کار شاعری خود را با قصیده و غزل آغاز نمود.
وی سال ها پیش از آن که مجله «سخن» را دایر کند شعر می سرود و با نیما آشنایی داشت، اما پس از مدتی کار نقد شعر را در پیش گرفت و نظریه های تازه ای درباره شعر بیان نمود.
خانلری از هواداران جدی نوآوری در شعر بود ، اما تجدد در شعر را در حد میانه قبول داشت و از این نظر می توان او را پیشگام گروهی خاص از شاعران معاصر دانست.
در سال ۱۳۱۶ شعر «ماه در مرداب» و در سال ۱۳۲۱ شعر «یغمای شب و ظهر» را سرود. این اشعار و نظایر آنها در قالب چهار پاره و در حوزه وصف طبیعت بودند.
رکنی اشتیانی، نصرالله فلسفی و پرویز ناتل خانلری
در همان سال شعر بلند «عقاب» که به صادق هدایت تقدیم شد، بهترین گواه استادى او در سرودن شعر در قالبهاى کهن میباشد؛ هر چند که به رغم نظر بعضى، بنمایه آن از ادبیات غیرایرانى الهام گرفته شده است.
«عقاب» افسانه ای تمثیلی است که در قالب مثنوی، با بافت و برداشتی جالب و جدید، ارائه شده بود.
اشعار خانلری در آن سال ها پلی بود میان شعر کهن و شعر نو که برای پذیرفتن اشعار تازه تر و تندروتر بنا شده بود.
مجله «سخن» نیز در این میان پایگاه شاعران نوپرداز بود و تأثیری که این مجله در این باب داشته، انکار ناپذیر است.
او شعری را که محتوای تازه نداشت، شعر نمی دانست و بر این عقیده بود که:
«شعر خوب شعری است که حاوی معانی تازه و زیبا باشد و این معنی در مناسب ترین و زیباترین قالب ریخته شود. اگر کسی شعری بی وزن بگوید و معنی مقصود را آن چنان که باید زیبا و دلکش و تمام جلوه دهد، به گمان من بر کار او ایرادی نمی توان گرفت.»
احسان یار شاطر
خانلرى همه آثارش را حتى مقاله هاى عادى مجله سخن را با نثرى نگاشته است که ویژگی هاى ممتازى دارد،
از جمله: توجه به زیبایى کلام، خوش آهنگى، استفاده از واژه هاى ساده و روزمره، کاربرد جمله هاى استوار، اجتناب از حشو و اطناب، بهره ورى کارآمد و در عین حال مبتکرانه از ادبیات کهن و واژه ها و عبارت هاى به کار رفته در متون ادبى قدیم، به ویژه براى بیان مقاصد علمى و فرهنگى.
نثر او نثر قوام یافته مکتب نثر دانشگاهى و وارث بلافصل نثرهاى «احمد بهمنیار»، «بدیع الزمان فروزانفر»، «سعید نفیسى» و امثال آنهاست.
خود خانلرى به تأثیر شیوه نگارش بهمنیار در نثر خود اذعان دارد.
به نظر «احسان یارشاطر» نثر فارسى که با «قائم مقام» در راه سادگى و روشنى افتاده بود، در نوشته هاى خانلرى به کمال رسید.
روانشاد احسانالله یارشاطر (۱۴ فروردین ۱۲۹۹ – ۱۰ شهریور ۱۳۹۷)بنیانگذار و سرویراستار دانشنامهٔ ایرانیکا، بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی و استاد بازنشستهٔ مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا بود.
وى در سال ۱۳۳۴ معاون وزارت كشور شد. از همان دوران سناتور انتصابى مازندران شد و چند دوره تا سال ۱۳۵۷ در آن سمت بود.
از شهريور ۱۳۴۱ تا بهمن ۱۳۴۲ مقام وزارت فرهنگ را در كابينه اسدالله علم داشت وتوانست مدرسه را به روستاهای دور و مناطق محروم ببرد. «سازمان پیکار با بیسوادی» را مدیریت کرده و در جهت مبارزه با بیسوادی گامهای سودمندی برداشت زیرا توسعهی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را وابسته به جامعهی باسواد میدانست.
در مقام وزارت فرهنگ، طرح ايجاد سپاه دانش را پيشنهاد و به تصويب رساند و اجراى آن را آغاز نمود.
به واسطهی طرح «سپاه دانش»، جوانان بهجای هدر دادن زمان خود در سربازی، به عنوان معلم به روستاها فرستاده میشدند و به فرودستان جامعه خواندن و نوشتن میآموختند.
پرویز ناتل خانلری در بنگاه فرهنگ ایران
بىترديد مهمترين خدمت خانلرى به فرهنگ ايرانى، تأسيس «بنياد فرهنگ ايران» با همكارى عدهاى از پژوهشگران بود كه در سال ۱۳۴۴ آغاز به كار كرد.
این بنياد در مدت فعاليتش بيش از سيصد عنوان كتاب را منتشر كرد كه غالب آنها متون و تحقيقات مهمى در جنبههاى مختلف ادبى و تاريخى و علمى بود. رياست بنياد فرهنگ از ابتداى تأسيس تا سال ۱۳۵۷ به عهده خانلرى بود. وى همچنين رياست فرهنگستان ادب و هنر را به عهده داشت. مدتى نيز مدير كلى سازمان پيكار با بيسوادى بود.
بعد از انقلاب در ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ دستگیر و یکصد روز را در زندان گذراند. گفته میشود با وساطت مرتضی مطهری از زندان آزاد شد.
پرویز ناتل خانلری و زرین کوب
مرگ فرزند، بیشتر موجب شد که خانلری به کارهایی که مرتبط با پژوهش و آموزش نبود، بپردازد...
از دیگر کارهای مهم او در این دوره، سامان دادن به چاپ و نشر کتابهای درسی از سال ۱۳۴۳، است.
او طرح یکنواخت کردن و انتشار به موقع کتابهای درسی دبیرستانی را با تشکیل شرکتی از ناشران کتابهای درسی، با وجود مخالفت مولفان و ناشرانی که با این طرح سودهای هنگفتی را از دست میدادند، به اجرا درآورد.
متون کتابهای درسی را یکسان و یکنواخت کرد. مسئولیت ادارهی سازمان مبارزه با بیسوادی را پذیرفت.
دو کتاب درسی (تاریخ ایران پیش و پس از اسلام) برای مدارس نوشت.
دستور زبان فارسی تازهای تألیف کرد که تدریس آن آموزش دستور را آسان و عملیتر ساخت.
پرویز ناتل خانلری
زهرا کیا همسر دکتر خانلری میگوید:
«شخصیت خانلری در سراسر عمرش با کار مداوم عجین بود و لحظهای از خدمت به فرهنگ کشورش غافل نمیماند، خانلری حافظهای بسیار قوی داشت و از نوجوانی هر چه خوانده بود و مطالعات و تحقیقاتی که انجام داده بود، همه را به خاطر سپرده بود و بهموقع از آنها استفاده میکرد و فکر او همچون دایرةالمعارفی بود که در رشتههای گوناگون از مطالب سودمند و متنوع انباشته بود، از لحاظ شخصیت بسیار به خودش متکی بود و در هیچ حال خود را نمیباخت.»
شیوه زندگی خانلری، حتی در دوره هایی که سمت سیاسی داشته است، نشان می دهد که مقام و منصب نه از فروتنی او کاسته و نه بر رفاه و تجمل وی افزوده است.
گر خانلری به سرچشمه قدرت نزدیک شده، نه قصد خدمت به خویش، بلکه برای خدمت به خلق بوده است. شواهد بسیار و ماترک ناچیزی که پس از مرگش باقی ماند، گواه آن است که زندگی ساده اش هیچ تناسبی با مقامها و منصبهای وی نداشته است.
سیروس پرهام
در سال ۱۳۳۷ کتابی با ۱۵۲ غزل حافظ بر اساس مجموعهای متعلق به موزهی بریتانیا منتشر شد که به «حافظ خانلری» معروف شد و در مقدمهی کتاب دکتر خانلری ابراز امیدواری کرده بود که با استعانت از نسخههای کهن، دیوان کامل حافظ تهیه و منتشر شود که این فکر سرانجام پس از ۲۲ سال انجام شد و کتابی زیر عنوان «دیوان خواجه شمسالدین محمد حافظ» در سال ۱۳۵۹ از طرف بنیاد فرهنگ ایران انتشار یافت و در آن ۴۸۶ غزل حافظ از روی چهارده نسخهی حافظ بررسی شده بود.
«سیروس پرهام» مترجم، ویراستار، منتقد ادبی، هنرشناس، فرششناس ایرانی و از بنیانگذاران سازمان اسناد ملی ایران است در بارهی این کار خانلری مینویسد:
«اگر همهی آثار «خانلری» را تندباد حوادث روزی در هم نوردد، باز خانلری در یک اثر جاودانه خواهد زیست چون این اثر تا زبان فارسی دری بر صفحهی گیتی متکلم و نویسنده دارد، باقی خواهد ماند: «دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی» بی مبالغه، چکیدهای است از شعر و عرفان و فرهنگ ایرانی که از دفتر روزگار زدودنی نیست، کاری که خانلری روی دیوان این اعجوبهی دهر کرده، کاری سترگ و ماندگار است... هیچ محققی در کار حافظ خود را بینیاز از حافظ مصصح دکتر خانلری نخواهد یافت.»
پرویز ناتل خانلری
از دیگر آثار ارزشمند این استاد میتوان به:
روانشناسى و تطبيق آن با اصول پرورش؛
تحقيق انتقادى در عروض و قافيه و چگونگى تحول اوزان غزل فارسى؛
ترجمه مخارجالحروف، ابن سينا؛
وزن شعر فارسى؛
تصحيح سمك عيار؛
ترجمه شاهكارهاى هنر ايران، آرتور اپهام پوپ؛
و زبان فارسى؛
زبانشناسى و زبان فارسى (مجموعه مقالات)؛
شعر و هنر (مجموعه مقالات)؛
فرهنگ و اجتماع (مجموعه مقالات)؛
تاريخ زبان فارسى اشاره داشت.
پرویز ناتل خانلری
خانلری در سالهای آخر عمر بسیار سختی کشید و بسیار لاغر و رنجور شده بود.
شکستگیهای پیدرپی و جراحیهای متعدد و ضعف حاصل از آن دیگر نیرویی برای او باقی نگذاشته بود و در نتیجه در صبح پنجشنبه اول شهریور ۱۳۶۹ در سن ۷۷ سالگی در گذشت و در بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد. مجلهی آینده در مرگ وی نوشت: «خانلری بیگمان یکی از چند تن نگهبانان و دلسوزان زبان فارسی در ۴۰ سال اخیر بود و همهی فرهنگدوستان ایرانی دریغاگوی او شدند.»
آثارش جاودان و یادش گرامی باد.